شنبه 1388/07/18
توانمنديها و تنگناهاي گردشگري در شهرستان كوهدشت
اشاره :
صنعت_ به تعبير پارهاي از كارشناسان _گردشگري در دنياي كنوني جايگاه رفيعي يافته است. به طوري كه در پارهاي از كشورهاي جهان اين صنعت توانسته است سهم عمدهاي از درآمد ملي را بعد از نفت به خود اختصاص دهد. توسعه گردشگري ضمن ايجاد اشتغال و كسب درآمد ميتواند در جهت تفاهم و تامل بين ملتها به كار آيد. صنعت توريسم ارزشهاي گوناگوني را ارائه ميدهد كه با شناخت آنها به اهميت آن پي برده ميشود توريسم فرهنگ و تمدن بشريت را معرفي ميكند. به روابط انساني،اجتماعي و فرهنگي كشورها تحكيم ميبخشد و از عدوات و كينهها ميپرهيزد و به صلح جهاني ميانديشد. توانهاي قابل دسترس آن اعم از طبيعي ،انساني ،تاريخي ،درماني،خدماتي و صنعتي به انسانها سلامت جسمي و روحي و آرامش ميدهد و به حيات انساني تعادل ميبخشد و به امر اشتغال در بخشهاي مختلف آن به امر توسعه اقتصادي ميافزايد تواما شرايطي را به وجود ميآورد كه در كنار ساير فعاليتها اجتماعي،اقتصادي از جمله بخش كشاورزي،صنعت و خدمات، امكان رسيدن به رشد ارگانيك را براي كشورها و جوامع دست اندركار فراهم ميسازد.
ادامه مطلب
شنبه 1388/06/28
حدیث مکرر مهر
دستيابي به توسعه اقتصادي اجتماعي و سياسي جز از راه تربيت انسان ها امكانپذير نيست. آموزش و پرورش هم به عنوان مهم ترين نهاد آموزشي كشور بيشترين سهم و نقش را در تربيت و آموزش نيروي انساني به عهده دارد. به همين دليل هرگونه تغيير و تحول در نظام آموزشي كشور ميتواند بر تمامي ابعاد جامعه تاثير بگذارد. اما نهادي كه مسئوليت آموزش و پرورش آدميان را بر عهده دارد خود از مسائل عديدهاي رنج ميبرد و همگان آگاهند بدون حل اين مشكلات نميتوان راه به جايي برد. لذا ذكر دو نكته پيرامون اين موضوع خالي از فايده نيست :
الف) قصه پر غصه هميشگي معلمان همچنان وضعيت معيشتي آنان است. ساليان متمادي است كه معلمان لقمه قناعت از سفره معيشت خويش برچيدهاند و صموبكم به تعبير حافظ" رضا به داده "دادهاندو "گره از جبين" گشودهاند و درويشانه بر اين وضعيت اسفبار خو گرفتهاند. ولي پسنديده حكومتي كه معلمي را شغل انبياء ميداند نيست كه مربيان نسل فعلي و آتي چنين پايگاه نازل اجتماعي و وضعيت معيشتي نامناسب داشته باشند. نگارنده بارها از زبان معلمان بسيار شنيده است كه" ما به همان اندازه كه حقوق ميگيريم درس ميدهيم" و چه آينده وحشتناكي در انتظار نظام آموزشي ماست اگر اين ديدگاه فراگير شود.
ب) محيط بسياري از مدارس متناسب با محيطهاي آموزشي استاندارد نيست.فضاهاي خشك و عبوس و به دور از هر گونه طراوت و شادابي، به طوريكه بعضي از آنها يادآور پادگانهاي متروكه نظامي هستند. و درست به همين دليل است به محض نواختن زنگ آخر دانشآموزان با شتاب از مدرسه ميگريزند. البته قصه كتابخانههاي تنگ و تاريك و فاقد كتب خواندني و آزمايشگاههاي فراموش شده فاقد تجهيزات, ميز و صندليهاي زهوار در رفته, امكانات ورزشي خلاصه شده در حياط مدرسه, برنامههاي پرورشي كسلكننده و فاقد جذابيت, نصايح كليشهاي و تكراري مديران و دبيران, آموزشهاي غلط ديني و مذهبي, معلمان فاقد مهارت تدريس و.... مثنوي هفتاد من كاغذ است. در پايان اميدوارم كه به تدبير مسئولين , تشویش خمار آخر شود و شوکت خار مشکلات و پريشان حالي معلمان به پايان آيد
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1)اين مقاله درشماره 3+3 هفته نامه سیمره ، 28 شهریور 1383 چاپ شد.
چهارشنبه 1388/06/18
علل گرايش به فرزند پسر در استان لرستان
از بحران هاي موجود در جمعيت استان گرايشي است كه اكثر خانوادههاي لرستاني به فرزند پسر دارند. علت چيست؟ چرا اكثر پدر و مادرها به جنسيت فرزندشان حساسيت نشان ميدهند؟ مگر زن يا مرد بودن چه تاثيري ميتواند در سرنوشت خانوادهها داشته باشد؟ چرا در گذشتههاي نه چندان دور خانوادهها به نشانه عدم رضايت از تولد دختر آب در تژگاه ميريختند؟ مگر دختران لرستاني چه ظلمي به والدين ميكردند كه با بيمهري آنان مواجه ميشدند و پسرانشان چه گلي بر سرشان ميزدند كه اين چنين مورد توجه قرار ميگرفتند؟ چرا جامعهاي كه پيامبرش يك فرزند دختر داشت باز به نظام خلقت ايراد ميگرفتند و از سرنوشتي كه پروردگار براي آنان مقدر گردانيده است ناراضي بودند؟ اوضاع اجتماعي, اقتصادي, فرهنگي, طبيعي و.... تا چه اندازه بر اين فرهنگ تاثير گذاشتهاند؟
ادامه مطلب
یکشنبه 1388/06/08
زندگي در شهر تبعيت از روستا
بحثي در علل سد معبر و تردد عابرين پياده در خيابان ها ي شهر كوهدشت1
ادامه مطلب
یکشنبه 1388/06/01
مشاهیر لرستان(2)
علی اکبر شکارچی
موسیقی برآمده از کمان علی اکبر شکارچی خصلتی همچون تبار ایلیاتی او دارد. نیازی نیست با مطالعه قبلی به کنسرت تکنوازی اش بروی یا احیاناً اندکی با نوازندگی یکی از سازهای ایرانی آشنا باشی. به سرعت گرفتار پنجه ساحرانه اش خواهی شد و این در حالی است که او ساحر و جادوگر هم نیست. موسیقیدانی که در عین داشتن آثار ارکسترال، گوهر تکنوازی را نیک دریافته است. چیزی بیشتر از همقطاران و هم نسلان خود نمی داند. به اندازه همان ها مشق ساز کرده و دود چراغ خورده است.
ادامه مطلب
پنجشنبه 1388/05/29
سخنراني دكتر كزازي در همايش آسيب شناسي ادبيات لكي
متن كامل سخنراني دكتر كزازي در همايش آسيب شناسي ادبيات لكي در الشتر
استخراج و تنظيم از: رضا حسنوند« شوريده لرستاني»
به نام خداوند جان و خرد
اي دنيا داران اي دنيا دوسان
دنيا دمي كه چي شارو بوسان
[استاد ابتدا اين بيت« لكي »را خواندندكه ترجمه آن تقديم مي شود :
اي دوست داران و دلبستگان دنيا ، ايام روزگار دمي بيش نيست درست به اندازه هنگامي است كه بوستاني در چند لحظه به غارت مي رود ]
ادامه مطلب
سه شنبه 1388/05/27
بومی سرودها(1)
كيچه تاريك و هوا گرد و غواري۱ گرته
دور ور باغ دلم خرمن غاري گرته
گرموهر۲ لشگر پاييز و خِشه بلگ درخت
باغبونن غم افتاين داري گرته
كركلاويي۳ منهپي ليز۴ و دلش پرده انو۵
زوره هيرو۶ كه در لونهشه ماري گرته
لرز و تو۷ داره ز ميشو لره ميزه ورخواو
دور افتاونه اورسي۸ تاري گرته
ليل۹ موره مث باگيژه د سينه نفسم
غم و نه دس دِ ملم دل منه باري گرته
آسمو چش دِ گريوه۱۰ جومه سي۱۱ كرده د ِوَر
اسبيكو وا سر شو ترم۱۲ براري گرته
تشبريقي وِ چپاله۱۳ زه دمئن ري غزلم
كه رديفش وِ اسربونگ۱۴ هواري گرته
خين غيرت دِ رگم ماسسه اي عشق وري
طاق دِل اِشگس و پايام اواري گرته
عابد ميرزاييان چگني
برگردان:
كوچه تاريك و هوا در سيطرهي غبار. باغ دلم زنجيريِ خرمن خارها. صاعقهي لشكر پاييز بر خشخش برگها. غم افتادن درخت بر شانههاي اندوه باغبان، سنگين نشسته است. پرندهي كوچك دشت، بي آشيانه و غمگين. سبز ايستاده است ماري بر درگاه لانهي گلهيرو. زمين در تبي گُر گرفتهاست، با كابوس شبهايش. خورشيد، ناپيدا، پشت پردههاي سياه ابرها. گردباد نفس سر بر سينهام ميسايد. با حلقهي دستهاي اندوه بر گردن و سنگيني باري بر دلم. آسمان در خيسي چشمها و سوگواري قامتش تابوت شانههاي سپيدكوه را به نظاره ايستاده است. سيلي سرخ رعد بر گونههاي غزلم. با رديف خيس گونهها و هواري در گلو. ماسيده خون غيرت در رگها. برخيز اي عشق! كمر طاق دلم شكست. آواري بر پاهايم فرو ريخته است.
منبع:سایت سیمره
سه شنبه 1388/05/27
مشاهیر لرستان(1)
اديب، مورخ، اسلام شناس، محقق و نويسنده بزرگ معاصر در سال 1301 هجري شمسي در شهرستان بروجرد بدنيا آمد. وي تحصيلات ابتدايي و متوسطه را در زادگاه خود به پايان رساند و در كنار تحصيلات متوسطه، به تشويق و ترغيب پدرش به فراگيري علوم ديني از جمله فقه و تفسير و ادبيات عربي نيز پرداخت. دكتر زرينكوب پس از از اخذ ديپلم ادبي چند سال در بروجرد و خرمآباد به معلمي پرداخت و نظر به اطلاعات وسيع و زمينه گسترده فكري همه گونه علوم از تاريخ و جغرافي و ادبيات فارسي تا رياضي و فيزيك و علم الحيات را تدريس كرد........
ادامه مطلب
یکشنبه 1388/05/25
آینه های لرستان
چشمانش سياه بود و ابروهايش دنباله دار و پهن و با سربند پولك دوز و شرمي خاص زن عهد ناصري، زل زده بود به من، يعني زني كه به تصاوير بي دوام اجدادش در آينه مي نگريست و سر از تاريخ آينه در آورده بود.
آينه سرآغاز يك معماي فلسفي است. از خود مي پرسيم آيا تصوير يك جاندار متحرك مي تواند واجد كيفيتي چونان روح باشد؟ آيا آن معرفت بناگاه شيفته گوني كه بشر براي نخستين بار با نگريستن به سيماي خود در آب يافت، او را به شناخت خويشتن واداشت؟ و آيا اين ديدار خود، بيرون از خود نيست كه تصور جدايي جسم و جان را به وجود مي آورد؟
از تاريخ آينه با علي اصغر ميرزايي مهر، عضو هيات علمي دانشكده هنر دانشگاه جهاد دانشگاهي سخن گفته ايم. مي گويد هرگز به طور خاص درباره آينه مطالعه نكرده است و منبع مدوني هم در اين باره سراغ ندارد. اما اطلاعاتش دقيق و منسجم است. تاريخ هنر تدريس مي كند و ادبيات را نيز به خوبي مي شناسد..........
ادامه مطلب
یکشنبه 1388/05/25
مفرغ لرستان
چند قطعه از مفرغ هاي لرستان
در موزه ريتبرگ شهر زوريخ حفظ و نگهداري مي شود كه در ميان
مجموعه هاي مفرغي لرستان در جهان نمونه هايي استثنايي است .به گزارش «ميراث خبر»، مفرغ هاي لرستاني اين موزه
از حيث معرفي مراحل تحول كيا تمدن و چگونگي
سرگرمي هاي زندگي يك قوم كهن داراي اهميت بسيار است .بر اساس مقاله اي از ع.روح بخشيان، پژوهشگر و
مترجم، موزه ريتبرگ كه در شهر زوريخ از
مراكز علمي و فرهنگي سوئيس قرار دارد ابتدا خانه خانواده وسندونك بوده است. صاحبان اين خانه، اغلب به خاور دور مسافرت مي
كردند و در بازگشت به كشور خود
چندين اشياي عتيقه با خود مي آوردند و در راهروها و تالار خانه
خود نصب مي كردند. آنها به مرور كه تعداد اين اشياي فزوني يافت، تصميم گرفتند كه خانه خود را به موزه تبديل كنند.
همچنين چند تن از كلكسيونرها نيز عتيقه هاي خود
را به آنان هديه كردند؛ و اين موزه در سال 1952 ميلادي به طور رسمي افتتاح شد .بر پايه اين گزارش در راهنماي موزه ريتبرگ، در
صفحه به معرفي مفرغ هاي لرستان و جغرافياي اين منطقه پرداخته شده است .از پژوهش ها چنين بر مي آيد كه قديمي ترين مفرغ
هاي لرستان در هزاره سوم پيش از ميلاد ساخته شده
اند و تاريخ تازه ترين آنها به قرن هاي هفتم و ششم پيش از ميلاد
مي رسد .در گذشته اين اشيا به كمك ذوب رشته هاي ظريف مس
ساخته مي شد. اين نوع هاي لرستاني با
اشكالي انتزاعي و بسيار ظريف و دقيق ساخته شده اند .از سال 1928، هزاران قطعه مفرغ از منطقه لرستان
به بازارهاي عتيقه فروشي جهان راه يافته است
منبع: سایت خبرگزاری میراث فرهنگی
جمعه 1388/05/23
لرستان پژوهان(2)
- متولد 1349، خرم آباد
- کارشناس تاریخ ،دانشگاه شهید بهشتی تهران1367-1370
- کارشناسی ارشد فرهنگ وزبان های ایران باستان ،پژوهشگاه علوم انسانی ومطالعات فرهنگی1371-1374،دانشجوی دکترا ارشدفرهنگ وزبان های ایران باستان ،پژوهشگاه علوم انسانی ومطالعات فرهنگی
- زمینه های پژوهشی: ایرانشناسی – غرب وجنوب غربی ایران ( تاریخ،فرهنگ و زبان )...............
ادامه مطلب
پنجشنبه 1388/05/22
معرفی کتاب
از هوای قرقی و گرسنگی اولین دفتر شعر امین کنونی - شاعر کوهدشتی- در هزار نسخه و توسط انتشارات کتاب شمس منتشر شد . در این کتاب، 42 غزل ،2 مثنوی،8 ترانه،12 دو بیتی،23 رباعی و 13 نوسروده ا ز اشعار ایشان به چاپ رسیده است. برای این شاعر جوان آرزوی توفیق داریم. واینک یکی از اشعار کتاب:
غبار بی سوار
سال سال شوره زار، سال سال بی بهار
آسمان پر غبار،ابرهای بی بخار
سال مرگ سال ها، بال بال بال ها
سال میله میله ای ،سال سخت بی فرار
در هوای گرگ و میش زوزه شب است و شن
در کویر چشمه ها انتظار و انتظار
دسته دسته می روند خسته خسته می تپند
رو به سوی بی کجا سهره های داغدار
سنگ ها همه به بند دست ها به سر گره
قلب کوچه می زند از سگان سایه خوار
جای سبزه های نو خارهای بی دلیل
جای شور بلبلان، جیغ شوم قار قار
ای نسیم خوش نفس دست بر سرم بکش
من دلم گرفته، از این غبار بی سوار
چهارشنبه 1388/05/21
راز توسعه نیافتگی استان
هفته نامه آفتاب لرستان به خاطر درج مطلبی انتقادی از صدا وسیمای استان لرستان به دادگاه فراخوانده شد.جای بسی تاسف دارد که در روز خبرنگار، رسانه ای که باید در پی ترویج و تشویق و حمایت از دیگر همکاران خود باشد، به جای دادن جوابیه و پاسخ به انتقادات مطرح شده بابت عملکرد خود،راه دادگاه در پیش می گیرد. تا زمانی که باب انتقاد در جامعه باز نباشد سرنوشت ما بهتر از این که هست ، نخواهد شد.در اینجا متن سر مقاله آخرین شماره هفته نامه آفتاب لرستان آورده می شود:
خبر در برخورد اول، بیشتر به یک شوخی می مانست یا شاید هم یک جور طنز به نظر می رسید. اما واقعیت داشت و مدیرمسوول هفته نامه آفتاب لرستان دقیقاً در روز 17 مرداد که به نام «پاسداشت خبرنگار» نامگذاری شده به دادگاه احضار شد تا به اتهامات وارده پاسخ گوید! مطمئن باشید این اتفاق آنقدر استثناست که فقط و فقط ممکن است در ایران ما و در استان ما شکل بگیرد! یعنی در تنها روزی که به نام خبرنگاران به ثبت رسیده مدیر مسوول آفتاب لرستان باید لوح تقدیرش را از دست بازپرس دادگاه دریافت کند و حتا ممکن است آنها بخواهند برای تقدیر بیشتر او را چند روزی هم نگه دارند. برای همین پیشنهاد کردیم با خودش پتو و فلاسک چای هم ببرد.
ادامه مطلب
